تبلیغات
بزم مستان - دختر پرتقالی
دختر پرتقالی | کتاب ,

دختر پرتقالی

دختر پرتقالی / یوستاین گاردر / مهوش خرمی‌پور / کتابسرای تندیس / 188 صفحه / چاپ دوم 1386 / 2400‌تومان

پسر پانزده ساله ای نامه ای را از پدرش که یازده سال پیش از دنیا رفته‌است، دریافت می‌کند و این نامه نگاه او را به جهان  تغییر می‌دهد و به قول خودش یک شبه، او را وارد دنیای بزرگسالان می‌کند‌.

یوستاین گاردر، نویسنده خوب نروژی،‌ با دنیای سوفی جهانی شد و قلم زیبا و روان خویش را معرفی کرد. شاید کمتر کسی باشد که دنیای سوفی را نخوانده و از آن لذت نبرده باشد. در ایران نیز دنیای سوفی با ترجمه‌ی دکتر کوروش صفوی و حسن کامشاد وارد کتابفروشی‌ها شد و در اندک زمانی جایگاه ویژه‌ای یافت. پس از آن راز فال ورق، درون یک آینه درون یک معما، راز تولد،‌ سلام کسی اینجا نیست؟ و... وارد بازار کتاب ایران شدند و همگی در چند مسئله مشترک بودند : قلم روان ، دغدغه‌ی فلسفی و سفری برای شناخت بهتر خود و جهان.

داستانهای گاردر او را نویسنده‌ای فیلسوف و شکاک معرفی می کنند‌. فیلسوف چراکه تمامی کتابهای او نگاهی فلسفی به جهان، زندگی، خدا و انسان را به خواننده پیشنهاد می کنند و شکاک از نظر نگاه او به جهان و انسان‌. گاردر پیش از آن‌که نویسنده باشد، یک فیلسوف است این را از نوشته‌ها و داستان‌هایش به خوبی می‌توان دریافت‌. او با سبک و روشی یکسان در تمامی کارهایش تنها می‌خواهد دیدگاه فلسفی خود را به خواننده منتقل کند. بهتر است به چند کتاب او نگاه کوتاهی بیندازیم‌: دنیای سوفی،‌ راز فال ورق، راز تولد‌ و دختر پرتقالی‌. تنها به همین چند داستان اکتفا می‌کنیم  و با نگاهی کوتاه به آنها به بررسی گاردر می‌پردازیم:

شاید چیزی که در تمامی این کتابها مشترک است و زودتر از همه به چشم می‌آید مسئله‌ی نامه است . تمام این کتابها براساس نامه است‌: نامه‌هایی از پدر به فرزند، از افسانه به واقعیت، از رویا به خیال‌. و دریافت کننده‌ی تمامی این نامه‌ها یک کودک است. کودکی واقعی یا خیالی، تفاوتی ندارد، خواننده‌، داستان را از زاویه‌ی دید یک کودک دنبال می کند‌. کودکی باهوش، کنجکاو، و برگزیده که همراه با داستان رشد می‌کند و به بلوغ می‌رسد به قول جرج در دختر پرتقالی:" وقتی وارد اتاق نشیمن شدم،‌ به نظر خودم چندین سال بزرگ‌تر از چند ساعت پیش شده‌بودم که با نامه‌ی پدرم به اتاقم می‌رفتم. چنان احساس بزرگی می‌کردم که به نگاه‌های کنجکاوی که براندازم می‌کردند توجهی نداشتم."

در تمام این کتابها یوستاین گاردر نشان داد که دغدغه‌ای فلسفی و علمی دارد و همواره می کوشد که با قلم بی‌تکلف و روان خویش فلسفه را به زبانی عام و همه‌فهم به خوانندگانش ارائه کند. آنچه گاردر در پی آن است فلسفه‌ای روشن و واضح است و در این راستا ادبیات و نویسندگی برای او تنها یک وسیله است و نه هدف، اما اگر به فلسفه نیز می‌پردازد باز هدف دیگری را جستجو می کند و آن عدم قطعیتی است که شاید در نگاه خیام و فلاسفه‌ی غرب نیز می توانستیم ببینیم . شکی در ظرف و مظروف و نگاهی دیگر به روابط این جهانی‌. در هر کتابی که این دغدغه را بهتر بیان کرده آن کتاب از جذابیت خارق‌العاده‌ای برخوردار شده است. این نگاه در دنیای سوفی به زیبایی پرداخته می‌شود جایی که سوفی در پایان داستان تازه متوجه می‌شود که او خود، یک خیال است خیالی در ذهن نویسنده و در راز فال ورق نیز نه با آن شدت اما به زیبایی به این مسئله پرداخته‌می‌شود. آیا انسان وجود خارجی دارد یا تنها تصویری است در ذهن آفریدگار؟ آیا ما به راستی زنده هستیم؟ یا تصوری هستیم در آینه‌ی خیال یک فرد دیگر؟ تفاوت واقعیت و خیال را از کجا می‌توان تشخیص داد؟ در این میانه چه کسی می‌تواند یقین کند که ما هستیم؟ این‌ها مسائلی هستند که گاردر در کتابهای خود سعی در بیان آنها دارد و در داستان‌هایی که به خوبی آنها را مطرح کرده‌است داستانی جذاب و درخور تامل داشته است.

پیش از این نیز گفتیم که گاردر یک فیلسوف است نه یک نویسنده و این مشکلاتی را ایجاد می‌کند. یک فیلسوف بیش از آنکه دغدغه‌ی ظرف را داشته باشد به فکر مظروف است و این از جذابیت سخنش می‌کاهد. گاردر در اکثر کتابهایش از قالبی یکسان برای بیان خویش بهره‌می‌گیرد. قالب نامه‌نگاری اگرچه در دنیای سوفی و راز فال ورق خوب جواب داد اما آیا این سبک در کتاب‌های دیگر تکراری نبود؟ از سوی دیگر داستانها تا زمانی جذابیت داشتند که گاردر در داستانهای بعدی،  خود را تکرار نمی‌کرد اما در دختر پرتقالی حتی جمله‌ی زیبایی که در داستان چند‌بار تکرار می‌شود،‌ سخن جالبی برگرفته از راز فال ورق است‌: "زندگی بخت‌آزمایی عظیمی است که در آن فقط شماره‌های برنده را می‌توان دید."

شاید این نیز از سوی خواننده قابل اغماض بود اگر در کتابهای دیگر نیز با یوستاین گاردرِ فیلسوف و شکاک مواجه می شد . متاسفانه در دختر پرتقالی ما دیگر چندان با آن نویسنده‌ی فیلسوف و نظریه‌ی عدم قطعیت‌اش روبه‌رو نیستیم بلکه بیشتر نویسنده‌ای با سبکی تکراری است که می‌خواهد نگاه زیباتری به دنیا داشته باشد، همین و بس. دیگر نه نظریه‌ی عدم قطعیت را چندان ادامه می‌دهد (تنها همان جمله‌ی قصار شماره‌های برنده‌)، نه از نگاه فیلسوفانه خبری هست. یک داستان ساده با قالبی تکراری را در پیش رو داریم که انتظار ما را از گاردرِ دنیای سوفی برآورده نمی‌کند.

می‌توان گفت داستان دختر پرتقالی از سر بی‌حوصلگی نوشته شده‌است همراه با  شاخ و برگهای اضافی که هیچ لزومی به آنها نیست و کمکی به روند داستان نمی‌کنند. اگر در داستانهای پیش به زیبایی با کمی تغییر لحن در نامه و داستان روبه‌رو بودیم که نویسنده‌ی داستان و نامه را از هم جدا می‌ساخت‌، این بار چنان با لحن یکسانی داستان نوشته شده‌است که هیچ تفاوتی بین نامه‌ی پدر و داستانی که جرج برای ما روایت می کند، وجود ندارد. دختر پرتقالی حتا حالت معماگونه‌ی داستان‌های پیشین را نیز ندارد، آن‌چنان رو است که خواننده به راحتی در همان چند صفحه‌ی اول نامه‌ی پدر می‌تواند بفهمد دختر پرتقالی کیست‌ و تمام سعی نویسنده برای معماگونه جلوه دادن داستان کار بیهوده‌ای به نظر می‌رسد . به هر حال سوالات پدر یا فرضیه‌های او در مورد دختر پرتقالی تا اواخر داستان گاه بیش از اندازه تکراری و خسته‌کننده به‌نظر می رسند اما قسمتی که مربوط به نگاه او به جهان می‌باشد بسیار بسیار دلنشین و زیباست . گاهی فکر می کنم کاش همان اوایل داستان این نگاه پرورش داده‌ می‌شد و بخش بیشتری به این مبحث اختصاص می‌یافت.

تندیس

دختر پرتقالی ترجمه‌ای روان و زیبا دارد که از این نظر باید از خانم مهوش خرمی‌پور و ویراستاری خانم ویدا اسلامیه تشکر کرد. اما آنچه قابل تامل می‌باشد،‌ نام نویسنده است. بنده با خوانش اسامی نروژی آشنا نیستم اما تا به حال چندین کتاب از گاردر ترجمه شده است که هر کدام نام جداگانه‌ای برای این نویسنده در نظر گرفته‌اند: دنیای سوفی ترجمه‌ی حسن کامشاد: یوستین گردر؛ راز تولد ترجمه‌ی مهرداد بازیاری: یاستین گوردر؛‌ راز فال ورق ترجمه‌ی عباس مخبر: یوستین گوردر؛ دختر پرتقالی ترجمه‌ی مهوش خرمی‌پور: یوستاین گاردر؛ فکر می‌کنم پیش از ترجمه‌ی کتاب بهتر است نام نویسنده ترجمه‌ شود . به هرحال ترجمه‌ی کتاب بسیار زیبا و روان بود و به جز فعل می‌برازید که در صفحه‌ی 78 کتاب کمی آزارم داد در بقیه‌ی موارد مشکلی نداشتم و از این موضوع بسیار خوشحالم. در زمانه‌ای که ترجمه‌های بد و غیر‌قابل تحمل در بازار کتاب موج می‌زند باید از چنین ترجمه‌هایی تقدیر کرد.

 

پ‌.ن‌:  گرافیک روی کتاب چندان جالب به نظر نمی رسید. موهای صورتی،‌ دو نقطه‌ای که از کلمه‌ی پرتقالی پریده و پرتقالهای مصنوعی و لوس پایین کتاب. کاش کمی سلیقه به خرج می‌دادند و یا حتی از همان گرافیک خارجی استفاده می‌کردند.

 

 

 


نوشته شده توسط صبا نجفی در پنجشنبه 22 فروردین 1387 و ساعت 10:04 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بررسی کتابهای دانشگاهی + اصلاحات+ این روزها + آثار باستانی + یک هدیه + بیماری+ می کاومت مست و هوشیار+ نویسندگانی که می‌میرند+ ترجمه + دختر پرتقالی + رنگین کمون پر کشید + کارهای نیمه‌کاره+ + + سیزده به در

صفحات: